طی روزهای اخیر سران و رسانه های حکومتی بی محابا از وجود یک «حمله بیولوژیک» به کشور خبر می دهند. براین سیاق نیز خامنه ای از فرصت استفاده کرده با فراخواندن سپاه پاسداران، عملا در شهرهای ایران حکومت نظامی اعلام نشده برقرارنموده است.

انتشار تصاویر مختلف از عربده کشی نیروهای بسیج در معابر و خیابان ها و همچنین حضور نیروهای تا دندان مسلح سپاه بویژه نیرهای ویژه، اکنون دیگر هیچ جای شک شبهه ای باقی نگذاشته که در پشت آن سناریوهای ساختگی و آماده سازی فضای روحی و روانی در کشور، گسیل نیروهای سرکوبگر به شهرها نهفته است.

به یقین این بهترین فرصت برای ولی فقیه می بود تا هم خیال دولت آخوند روحانی را از هرگونه اعتراض نسبت به نتایج نمایش انتخابات مجلس راحت نماید و بدین سان دهن طرف مقابل را حضور سپاه، ببندد و هم در مقابل خشم و اعتراض مردم، بدلیل بی کفایتی و بی لیاقیتی رژیم از رشد و نمو فاجعه کرونا صف کشی نماید.
هراس ولی فقیه نه از داخل حکومت و باندهای بجان هم افتاده، بلکه از مردم و قیام آفرینان می باشد. وی خوب میداند که جامعه به چه میزان خشمگین و مترصد فرصت برای برهم زدن این بساط ننگین می باشد. خشم فروخورده مردم از فردای بروز فاجعه ای بنام «ویروس ولایت»، اکنون خامنه ای را ناچار کرده تا دست به پاتک «بیولوژیک» بزند.

ابعاد فاجعه بار قربانیان ویروس کرونا که بنابر داده های مقاومت ایران اکنون به بالا ۴۹۰۰ نفر رسیده بهترین بستر را برای اعتراضات اجتماعی فراهم نموده است. براین منطق جامعه دردمند ایران بخوبی می داند که از این دیکتاتوری برای بهبود اوضاع هیچ آبی گرم نخواهد شد ، بیماران هر روز بیمار تر و گرسنگان هر روز گرسنه و فقیر تر می شوند.
براین منطق است که مردم سررشته امور را شخصا بدست گرفته با کمک و همبستگی ملی، به یاری دردمندان و اقشار ضربه پذیر، بویژه در آستانه نوروز شتافته اند.

صحنه های یاری رساندن به یکدیگر و یا ضد عفونی کردن اماکن عمومی از سوی مردم، کمک های بیدریغ کادرهای پزشکی و درمانی این واقعیت را نیز نهادینه کرده که جامعه دیگر به انتظار دولت آخوند روحانی ویا کلیت نظام نمانده، بطوریکه اکنون در ایران نوعی «بی دولتی» حاکم شده است. این واقعیت را رسانه های رژیم طی روزهای اخیر بکرات اعتراف و نسبت به عواقب آن که همان ترجمان پشت کردن جامعه به نظام آخوندی است ، هشدار داده اند.

بی دولتی نیز در علم سیاسی یعنی پشت کردن توده ها به حاکمیت و گرفتن امور بدست خود، آنهم در خطیر ترین شرائط که رژیم نیازبه تبلیغات برای لاپوشانی کردن سوء مدیریت و وجود پایگاه اجتماعی را دارد.
بدین سان یکی از تبعات منطقی ویروس کرونا در کنار آمار روبه رشد قربانیان و مبتلایان ، همان هرچه دورتر شدن توده ها از نظام آخوندی و عمیق تر شدن تضاد میان پائینی ها و بالائی های جامعه است.

براین منطق است که باید به نیاز خامنه ای برای هرچه میلیتاریزه کردن جامعه در پوش ویروس کرونا رسید. وی با این شیوه به مانند تمامی دیکتاتورها، آخرین برگ خود را برای منکوب نمودن جامعه رو کرده است. خارج کردن سپاه از شهرها و سپردن امور به دست دولت آخوند روحانی نیز حداقل برای ماه های آینده غیر ممکن می باشد و این همان واقعیتی است که هردو باند نظام بخوبی بدان واقف می باشند.
براین اساس اکنون در ایران دو «دولت » برسرکار است، دولت دست نشانده ولی فقیه با اهرم سپاه و دیگری بظاهر شیخ حسن کلید ساز، با روحیه ای باخته و درهم شکسته.
 
در جبهه سوم نیز مقاومت و مردم ایران با کانون های شورشی برای برهم زدن این اوضاع صف آرایی کرده اند. خامنه ای خواسته یا ناخواسته با گسیل گله وار سپاه به شهرها و برقراری انواع و اقسام «قرارگاه» تحت نام «مبارزه با ویروس کرونا» بزرگترین اشتباه سیاسی خود را مرتکب شده و میدان بازی را در میان و بلند مدت از دست داده است، زیرا در این شرائط هرگونه عقب نشینی سپاه از شهرها به معنای باز شدن فضا برای مردم بجان آمده خواهد بود و حضور دائم آنها نیز به معنای فشار هرچه بیشتر بر جامعه با بگیروببند و امنیتی نمودن اوضاع.

خامنه ای در فردای یکدست کردن مجلس و برای خروج از بحران سرنگونی، راه حل دوم را انتخاب کرده است.